اثبات قدرت الهي
يكى ديگر از اوصاف ثبوتى و ذاتى خداوند قدرت است و بر اين اساس, آيات زيادى در قرآن كريم, خدا را به نام ((قادر)) و ((قدير)) مى خواند. قدرت نيز از جمله اوصافى است كه ما مى توانيم مرتبه محدودى از آن را در خود بيابيم. از اين رو, مفهوم قدرت و عجز تا حد زيادى براى ما روشن است. با اين حال, لازم است براى وضوح بيشتر بحث, تعريفى از قدرت ارائه دهيم كه بر قدرت خداوند نيز قابل تطبيق باشد.
قدرت چيست ؟
متكلمان اسلامى, تعاريف مختلفى از ((قدرت)) ارائه كرده اند. براساس يكى از مشهورترين تعاريف, قادر كسى است كه اگر بخواهد, فعلى را انجام مى دهد و اگر بخواهد, آن را ترك مى كند.1 بر اين اساس, هنگامى گفته مى شود كه فاعل خاصى بر انجام فعلى قادر است كه انجام يا ترك آن فعل, تابع خواست و مشيّت او باشد.بنابراين, در كليه مواردى كه فاعل فاقد مشيت است و فعل او بدون آنكه مسبوق به خواست و مشيت او باشد, محقق مى شود, فاعل مزبور در انجام آن فعل فاقد قدرت است. از اين رو, مى توان گفت كه آتش بر ايجاد حرارت و فعل سوزاندن قادر نيست, زيرا فعل آن از مشيت و خواست بر نمى خيزد و نمى توان گفت كه اگر بخواهد, فعل سوزاندن را ترك مى كند. براساس تعريف فوق مى توان به اصول زير دست يافت :
الف: قدرت داشتن بر انجام كارى, لزوماً به معناى وقوع آن كار نيست, بلكه ممكن است فاعلى در عين حالى كه بر انجام كارى قادر است, آن را ترك كند و اين در صورتى است كه مشيت او بجاى انجام فعل, به ترك آن تعلق گرفته باشد.
ب: فاعل قادر, قبل از انجام فعل نيز به صفت قدرت متصف است (بر خلاف نظر گروهى كه معتقدند فاعل صرفاً در هنگام انجام فعل به قدرت متصف مى شود.)2 صحت اين مدعا را هم با تامل در تعريف قدرت و هم با مراجعه به حالات درونى خود مى توان دريافت, زيرا روشن است كه تعريف مزبور, كه شامل دو قضيه شرطيه است, قبل از انجام فعل نيز, در مورد فاعل قادر, صادق است. از سوى ديگر, ما در درون خويش خود را بر انجام بسيارى از كارها قادر مى يابيم در حالى كه هنوز به انجام آنها اقدام نكرده ايم.
ج: قدرت همواره به دو امر متقابل, يعنى انجام و ترك فعل, تعلق مى پذيرد. به عبارت ديگر, هر جا كه سخن از قدرت فاعل به ميان آيد, مقصود از آن هم توانايى انجام فعل است و هم توانايى ترك آن. در طرف مقابل گروهى از متكلمان كه اتصاف فاعل به قدرت را به زمان وقوع فعل منحصر مى كنند, متعلق قدرت را صرفاً ((انجام فعل)) مى دانند.3
د: تقابل دو مفهوم قدرت و عجز, از سنخ تقابل عدم و ملك است. بنابراين, فاعلهاى طبيعى مانند آتش, كه فاقد مشيت اند, نه به قدرت متصف مى گردند و نه به عجز.
برای دیدن ادامه مقاله به ادامه مطلب بروید