دیدار


جوان گفت: زیارت بخوان.

گفت: سواد ندارم.

جوان شروع کرد به خواندن . سلام داد به معصومین تا امام عسگری (ع) .

پرسید: امام زمانت را می شناسی؟

مرد جواب داد : چرا نشناسم؟

گفت: پس سلام کن.

مرد دستش را روی سینه اش گذاشت: السلام علیک یا حجه بن الحسن العسگری

جوان خندید: و علیک السلام و رحمه الله و برکاته

 

غزلیات حضرت امام (ره)

در دلم بود که آدم شوم اما نشدم
بی خبر از همه عالم شوم اما نشدم

بر درپیر خرابات نهم روی نیاز
تابه این طایفه محرم شوم اما نشدم

هجرت از خویش کنم خانه به محبوب دهم
تابه اسماء معلم شوم اما نشدم

از کف دوست بنوشم همه شب باده عشق
رسته از کوثر و زمزم شوم اما نشدم

فارغ از خویشتن و واله رخسار
همچنان روح مجسم شوم اما نشدم

سرو پا گوش شوم پای به سر هوش شوم
کز دم گرم تو ملهم شوم اما نشدم

از صفا راه بیابم بسوی دار فنا
در وفا یار مسلم شوم اما نشدم

خواستم بر کنم از کعبه دل هرچه بت است
تا بر دوست مکرم شوم اما نشدم

آرزوها همه در گور شد ای نفس خبیث
در دلم بود که آدم شوم اما نشدم


 

حذر از کرب و بلا یی دیگر

چرخ گردون به فریب و به فسون می گردد

عشق بر پاشنه اتش و خون می گردد

دشمنان هجمه به فرهنگ و به دین اوردند

رهزنان در ره ما باز کمین اوردند

نکند غیرت و مردانگی از ما ببرند

دین ما را به یکی وعده دنیا ببرند

نکند جبهه و پیکار فراموش کنیم

نکند عزت و ایثار فراموش کنیم

نکند یاد شهیدان خود از یاد بریم

نزد بیداد گران ناله و فریاد بریم

نکند دست ز دامان ولی برداریم

علم از دست علمدار علی(ع) بر داریم

نکند خانه نشین حیدر کرار شود

باز هم فاطمه(س) بین در و دیوار شود

نکند صلح حسن(ع) باز مکرر گردد

با لب تشنه گل فاطمه(س) پر پر گردد

ای مردم حذر از جور و جفایی دیگر

ای مردم حذر از کرب و بلایی دیگر

ترسم این است ز راه شهدا بر گردیم

یا ز راه خلف روح خدا بر گردیم

ترسم این است افق در نظرم تیره شود

ترسم این است عدو بر شرفم  چیره شود

ترسم این است عدو خرم و سر مست رود

شرف و غیرت و مردانگی از دست رود

ترسم این است شغالان پی پیکار ایند

و ز خون شهدا جمله طلبکار ایند

ترسم این است که دکان ریا باز شود

ترسم این است که جنگ جمل اغاز شود

گر علی(ع)مظهر حق امده تردید چرا؟

ور که باطل به فریب امده تایید چرا؟

نکند مردم دنیا زده تمجید شوند

و ابوذر صفتان رانده و تبعید شوند

نکند نزد خداوند سر افکنده شویم

یا که نزد علی(ع) و فاطمه(س) شر منده شویم

نکند فضل بهدست امده بر باد شود

بین ما و شهدا فاصله ایجاد شود

ننگمان باد که یکباره ز ره بر گردیم

سبب غربت و مظلومی رهبر گردیم

وای بر ماکه اگرواسطه ننگ شویم

با جفا و ستم  کوفه هماهنگ شویم

ره ما راه حسین(ع) است خدا می داند

عشق همراه حسین (ع) است خدا می داند

سر ما مست حسین (ع) است خدا میداند

دل ما دست حسین(ع) است خدا میداند

چاره این است قدم در ره مولا بزنیم

و به دامان ولی دست تولا بزنیم