پرده ها را ببند شب شده است روز را در اتاق پنهان کن

گریه ات را بخند دردت را در پس اشتیاق پنهان کن

شب نشسته ست روی این معبر  رمز تنهایی تو لو رفته

پرشده از ستون پنجم شهر ماه را در محاق پنهان کن

حق این مردم است این مردم که تو باشی و ارزو کنند

کربلا را نیار و مثل قبل توی خاک عراق پنهان کن

باز هم روزنامه های شهر عکس های تو را بزرگ زدند

تو به رویت نیار و دنیا را پشت این اتفاق پنهان کن

روشنی را به روی تاول ها دکمه دکمه ببند تا اخر

باز نیلوفران اتش را در میان اجاق پنهان کن

زخم ها -این شناسنامه تو- چند وقتی است از مد افتاده

پرده ها را ببند شب شده است روز را در اتاق پنهان کن