مو عود من بیا
من روز وشب ظهور تو را اه می کشم
در اسمان عبورتو را اه می کشم
می پرسمت ز رود و بیابان و کوه ودشت
من پاسخ ظهور تو را اه می کشم
پیداتری از ان که ببینم تو را به چشم
در محضرت حضور تو را اه می کشم
می خوانمت به نام و نمی دانمت هنوز
من فرصت مرور تو را اه می کشم
گاهی غم فراق تو را گریه می کنم
گاهی وصال دور تو را اه می کشم
وقتی نمی رسم به خیال وصال تو
من هم دل صبور تو را اه می کشم
از این فصول پر ز حقارت دلم گرفت
من فصل پر غرور تو را اه می کشم
موعود عشق! مهر جهانتاب اخرین
بر من بتاب نور تو را اه می کشم
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور ۱۳۸۷ ساعت 10:0 توسط فرهاد
|
اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه فی هذه الساعه وفی کل الساعه ولیا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا وعینا حتی تسکنه ارضک طوعا وتمتعه فیها طویلا