برای امدنت التهاب کافی نیست؟

بس است تاب نمانده عذاب کافی نیست؟

چقدر در نفس لحظه ها اسیر شویم

چقدر جمعه بیاید چقدر پیر شویم

جهانمان پر ظلم است و غرق بیداد است

چرا نیامده ای؟اتفاقی افتاده است؟

شنیده ام که پر از درد و خسته ای اقا

تو از کدام زمستان شکسته ای اقا؟

بگو تو پشت کدام ابر تیره پنهانی؟

و افتاب کدام عصر بعد بارانی؟

چقدر قصر بسازند و پادشاه شوند؟

چقدر مردم غمدیده بی پناه شوند؟

زمین برای فساداشیانه خوبی ست

همین برای ظهورت بهانه خوبی ست

بیا که نرگس چشم انتظارمان خشکید

و سبز سبز تمام بهارمان خشکید

کمیل های شب جمعه چشم ها بر در

سما ت وندبه هر جمعه گریه اور تر

نذور مرد و زن و پیر  یا جوان تا کی؟

و هر سه شنبه زیارت به جمکران تا کی؟

نجات بخش تمام جهانیان بشتاب

سوار سبز قبا صاحب الزمان(عج)بشتاب