تنهاتر از همیشه
و من باز تنهاتر از تنها شدم
و من باز در تنهایم سخت گریستم
آنگاه که سهم من از دنیا گریستن بود
تو در تنهایم غوطه ور بودی
و آنگاه که سکوتم پر از فریاد بود
تنهایم را سکوت، هزاران بار دوره کرده بود
(( چه سود که تو هیچ ز آن نفهمیدی ))

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۸۷ ساعت 19:9 توسط فرهاد
|
اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه فی هذه الساعه وفی کل الساعه ولیا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا وعینا حتی تسکنه ارضک طوعا وتمتعه فیها طویلا