جنگ چیست؟
معلم نوشت با گچ سپید
روی تخته سیاه
جنگ چیست؟

بچه ها یکی یکی صدا زدند
ما که جنگ را ندیده ایم
ما فقط از این وان شنیده ایم
مریم از میانشان بلند شد گفت:
من ولی جنگ را دیده ام
در نگاه مادرم
در نگاه خیس خواهرم
لحظه رسیدن برادرم
یک پلاک و چند استخوان جای ان
برادر دلاورم
مادرم برای من گفته است
گفته وقتی از زمین و از زمان
جنگ می وزید بی پدر شدم
جنگ اتش است و دود و درد
با دلی سیاه و پر ز رنگ
ما همه گریستیم
زنگ خانه را زدند
دسته ای نگاه تر روانه شد
مدرسه چقدر عاشقانه شد
من به سمت خانه امدم ولی
قلب کوچکم میان مدرسه
روی نیمکت نشسته بود
قلب من شکسته بود

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۸۷ ساعت 13:8 توسط فرهاد
|
اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه فی هذه الساعه وفی کل الساعه ولیا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا وعینا حتی تسکنه ارضک طوعا وتمتعه فیها طویلا