قطره خون اخر
بایدکه از طوفان پرت را پس بگیرم
از بادها خاکسترت را پس بگیرم
باید بیا شوبم سکوت لاله ها را
تا مستی سر تا سرت را پس بگیرم
ده جنگجو در دست هایم صف گرفته
تا از جهان انگشترت را پس بگیرم
صد سال روی سنگ قبرت بوسه ام را
حک می کنم تا پیکرت را پس بگیرم

من زنده ماندم با غلافی منتظر تا
از گرده ی شب خنجرت را پس بگیرم
حس میکنم با بویی از تو می توانم
فانوس چشم مادرت را پس بگیرم
بو می کشم دندان گرگان جهان را
تا قطره خون اخرت را پس بگیرم
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد ۱۳۸۷ ساعت 10:10 توسط فرهاد
|
اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه فی هذه الساعه وفی کل الساعه ولیا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا وعینا حتی تسکنه ارضک طوعا وتمتعه فیها طویلا