شما اى قوم عرب ، هدف تیرهاى بلایى هستید که نزدیک است که بر شما فرود آید . از سر مستى نعمت بپرهیزید و از خشم و سخط خداوند بترسید . چون فتنهها گرد انگیختند و کژراهههاى آن اندک اندک آشکار شدند ، همچنان ، استوار در جاى خود بمانید و چون چنین فتنهها از بطن روزگار چهره نماید و از نهانگاه خود ظاهر گردد و آسیابش به چرخش در آید ، از جاى نشوید و پایدارى ورزید . راههایى ، که گذرگاه فتنه است ، راههایى کور و ناپیدایند . فتنه از این راهها فرا مىرسد و رسواییها به بارآورد . آغازش ، آغاز جوانى را ماند با سرعت و نشاط و ، آثارش چون زخم سنگ بر جاى ماند ، بهبود نایافتنى . 

ستمگران روزگار با یکدیگر پیمان بستهاند که میراثبران فتنه باشند . پیشینیان پیشواى آنهایى هستند که در پى آمدهاند و آنان که در پى آمدهاند ، پیرو پیشینیان خویشاند . بر سر این دنیاى فرومایه با یکدیگر رقابت و ستیز مىکنند و براى آن مردار گنده بدبو به دشمنى بر مىخیزند ، به گونهاى که ، پس از اندک زمانى آنکه تابع است از متبوع خود بیزار شود و آنکه پیشواست از پیرو خود ببرد ( برائت خواهد جست ) . 

آنان با دلى انباشته از کینه یکدگر را ترک مىگویند و چون رویاروى آیند یکدیگر را لعنت کنند . آنگاه فتنه دیگر آشکار شود ، لرزاننده و کوبنده و شتابنده . دلهایى که آرامش یافتهاند ، در کشاکش تردید افتند و مردانى که به راه سلامت گام نهادهاند ، دچار گمراهى گردند . دلها و رأیها به اختلاف گرایند و اندیشه درست و نادرست به هم مشتبه شوند . هر کس در صدد دفع آن برآید ، فروکوبدش و آن را که سعى خویش در نابود کردنش به کار برد ، نابود کند . 

مردمان در آن فتنه چونان گورخرانى که در گلهاند و یکدیگر را به دندان مىآزارند . ریسمان گره بسته ، گسیخته شود و چهره حقیقت پوشیده ماند . آب چشمههاى حکمت فروکش کند و ستمکاران را زبان بگشاید و بدویان را با آهن لجام مرکب خود ، بکوبد و با فشار ، سینه بر زمین زند . آن را که تکروى کند در غبار خود تباه سازد و دلیران و نیرومندان در راه آن به هلاکت رسند . از شرنگ تقدیر ، جامى بر کف دارد و چونان دوشندگان ، که شیر دوشند ، او خون تازه مردم را بریزد . در منار دین رخنه پدید کند و در یقین استوار مردم شکست اندازد .

خردمندان و زیرکان از آن بگریزند و پلیدان و نابکاران به تدبیر کارش پردازند . چون ابرى تاریک آذرخش مىافکند و مىغرّد . دامن بر کمر زده ، مهیاى کارزار است . رشته خویشاوندى گسسته گردد . مردم از اسلام جدا شوند . آنکه از آن فتنه دورى گزیده ، بیمار آسیبهاى آن است و آنکه خواهد آسیبش را پشت سر نهد و برود ، رفتن نتواند .

انسان های با ایمان در آن زمان ، جمعى کشته شوند و خونشان به هدر رود و گروهى ترسان در پى یافتن پناهگاهى باشند . پیمانها بندند و فریبشان دهند . و به نام ایمان مغرورشان سازند . شما از نشانههاى فتنهها و بدعتها مباشید . بر خود لازم شمرید که از آنچه رشته جماعت به آن بسته شده و اساس اطاعت و بندگى بر آن نهاده شده ، دست برمدارید . چون به دیدار خدا مىروید ، اگر ستمدیده باشید ، بهتر از آنکه ستمکار باشید .

از دامهاى شیطان حذر کنید و از گودالهاى سهمناک دشمنى دورى گزینید . لقمههاى حرام را به شکمهاى خود داخل مکنید . زیرا آنکه نافرمانى را بر شما حرام کرده [ و راه فرمانبردارى را برایتان هموار ساخته است ] شما را می بیند.