چشم ماه و افتاب تار شد
دل به داغ بی کسی دچار شد نیامدی
چشم ماه و افتاب تار شد نیامدی
سنگهای سرزمین من در انتظار تو
زیر سم اسبها غبار شد نیامدی
ای بلند تر ز کاش دورتر ز کاشکی
روزهای رفته بی شمار شد نیامدی
عمر انتظار ما حکایت ظهور تو
قصه بلند روزگار شد نیامدی
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور ۱۳۸۸ ساعت 18:22 توسط فرهاد
|
اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه فی هذه الساعه وفی کل الساعه ولیا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا وعینا حتی تسکنه ارضک طوعا وتمتعه فیها طویلا