پروردگارا
پروردگارا !
چرا هر گاه می خواهم با تو درد دل کنم دلم بی درد می شود؟
چرا هر گاه می خواهم با تو تنها شوم یاد هزاران کس می افتم؟
چرا هر گاه می خواهم تو را زمزمه کنم زبانم لال می شود؟
چرا هر گاه می خواهم از ژرفای جانم تو را صدا کنم صدایم قطع می شود؟
مگر مفاتیح مفاتیح نیست پس چرا قفلهای بسته قلب مرا باز نمی کند؟
افریدگارا !
اگر راز این است که نعمتت را سپاس نگفتم نعمت شکر را به من عطا کن
اگر راز این است که از گروه غافلانم جرعه ای از شربت شیرین بیداری به من بچشان
و اگر...................
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 22:23 توسط فرهاد
|
اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه فی هذه الساعه وفی کل الساعه ولیا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا وعینا حتی تسکنه ارضک طوعا وتمتعه فیها طویلا