در اشتیاق دیدن روی تو مهربان

بنشسته ام دو دست دعا سوی اسمان

باز ا و این دعای زمان ساز مستجاب

 برقع فکن ز چهره که روشن کنی جهان

اردوی عارفان و به جمع فداییان

خالی بود نشان تو ای میر کاروان

بنگر به حال خسته دلان و شکستگان

روشن کجا و کی کنی این جمع عاشقان

کی می رسد که پرده براندازی از افق

خورشید سان طلوع نمایی به خاکیان

پا در رکاب و تیغ حمایل به قبضه دست

بنما اشاره امر تو قربان کنیم جان

نخل امید و عدل شکوفه زده بیا

ای محضرت همیشه بهاران جاودان

عالم در انتظار مضطر و امن یجیب خوان

ای در رگ تو غیرت و خون پیمبران

وقت است از حضور برایی کنی ظهور

دایم که در حضوری و خواهم تو را عیان

کیهانیان دو چشم به راه سپیده اند

عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)