قصه ی پر غصه
یاد ان روز بخیر
یاد ان روز به خیر این همه دیوار نبود
این چنین بر دل ما گرد غم یار نبود
چشم بی واسطه ان روز خدا را می دید
حیف شد چشم دلم لایق دیدار نبود
می شکستیم پل فاصله را با هر گام
بین ما و شهدا فاصله بسیار نبود
داغ دل بود و غم جاری ایام ولی
روی پیشانی دل این همه زنگار نبود
عاطفه بودخطر بود خدا با ما بود
زندگی بود ولی این همه تکرار نبود
کاش می ریخت تمامیت این فاصله ها
کاش یبن من و دل این همه دیوار نبود
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۸۷ ساعت 17:11 توسط فرهاد
|
اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه فی هذه الساعه وفی کل الساعه ولیا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا وعینا حتی تسکنه ارضک طوعا وتمتعه فیها طویلا