یک ایستادگی جانانه!۳/۸/۱۳۵۹

از طرفعراقی ها ی نامرد همه فشارشان را به

خونین شهرمی اوردند و از این طرف هم بنی صدر

نامردتحرک جدی نمی کرد و مدام می گفت تیپ

اصفهان و قزوین درراه اند!این وسط فقط یک عده

جوان و نو جوان مانده بودند تا اخرین تلاششان را برای

جلوگیری از سقوط خرمشهر انجام دهند و جانانه به

بر نو وام یک و سنگ و چوب جلوی لشگر های تمام

زرهی عراقی ایستادند و فردای ان روز یعنی روز چهارم

ابان بعد از ۳۴ روز مقاومت شهر را به اجنبی واگذار

کردند و خود در خون غلطیدند!یکی از این دلاوران

این مبارزه تن با تانک روحانی شهید شریف قنوتی

بود.حاجاقا به قدری شجاعت نشان داد ه بود که

عراقی ها وقتی بهشهادت رساندن شانگفتند:

" خمینی را کشتیم !"بیچاره ها نمی دانستند ایران

هزاران جان بر کف خمینی دارد و اگر حالا عقب

می نشیند فردا حتما باز خواهد گشت ! دشمن فهمیده

بود که مقر اصلی مسجد جامع است و مدام با توپ

می زدش!