یک دعاهزار تکه هزار تماز
شب میلاد مولاعلی علیه السلام در کنار سنگر نشسته بود
و قران می خواند . موذن سنگر اطلاعات عملیات بود و فرمانده
یک تیم عملیاتی. چند دقیقه بیشتر به اذان نمانده بود که
خمپاره ای در اغوشش گرفت. برای شهید" سید مهرداد نعیمی"
دو مزار ساخته اند یکی در محور مقدم طلاییه و دیگر در
زادگاهش صومعه سراکه هر مزار بخشی از بدنش را به
یادگار در خویش می فشارد. من پاره های گوشت و حتی
موهای جو گندمی سید را روز بعد از شهادتش درهمان
طلاییه دیدم وقتی که نصف سالم بدنش را شب پیش
با خود به معراج برده بودند. دو سه روز بعد در وصیت
نامه اش چنین خواندم:خدامندا! از تو می خواهم که
هنگام شهادت پیکرم را هزاران تکه کنی تا هر تکه
تکه ای از گناهانم را با خود ببرد.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۸۷ ساعت 11:53 توسط فرهاد
|
اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه فی هذه الساعه وفی کل الساعه ولیا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا وعینا حتی تسکنه ارضک طوعا وتمتعه فیها طویلا