خداوندا! معبودا۱پروردگارا!

فلبم مالامال عشق تو است و از شوق به تو و به حسین تو می تپد.

لحظه ای ارام ندارم و هر نفسی که می کشم و هر قدمی که بر می دارم به اراده

توست و اگر قضا و قدر

تو نبود لحظه ای جانم در بدنم قرار نمی گرفت و به سوی تو پرواز می کردم و عالم

خاکی را به خاکیان وا می گذاردم

ولی ای خدا!

راضی ام به رضای تو هر چه تو خواهی همان را خواهانم صلاحمان را تو میدانی و

وجودمان را تو هستی بخشی.

جانا جان ناقابلم که امانت توست را بپذیر و از خطاهایم در گذر که من فراغ تو و طاقت

و تحمل عذاب تو را ندارم.

بار الها!

من همان بنده ای هستم که سالها در گمراهی به سر بردم و عصیان اوامر تو را کردم

اما اینک معترفم به گناهانم و اقرار می کنم به این که در اشتباه بودم .

اما این را می دانم که جز تو کسی را ندارم و هرگز کسی را پیدا نمی شود که مرا از

این هلاکت نجات

بخشد و این را هم می دانم که تو ارحم الراحمین هستس و مهربان تر از تو کسی

نیست.

پس ای خدای مهربان من از گناهان من در گذر و توفیق لقایت را که نصیب شهدای

راهت می کتی نصیب من هم بکنی.