تشنه پرواز
پلک این پنجره خسته اگر باز شود
اسمان با دلی بی حوصله دمساز شود
کیست در کوچه دلواپسی ام جز غم تو
تا دلی با من غربت زده همراه شود
روزهایم همه تکراری و سردند و غریب
کاش می شد شب چشمان تو اغاز شود
بی تو ای همدم ابی تر از اهنگ طلوع
بشکند بالم اگر تشنه پرواز شود
داغ تلخی است به پیشانی خورشید اگر
اسمان با شب دلمرده هم اواز شود
ای تو خورشید بپا خیز که با چشمانت
قفل صد صبح دل انگیز خدا باز شود
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۸۷ ساعت 17:59 توسط فرهاد
|
اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه فی هذه الساعه وفی کل الساعه ولیا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا وعینا حتی تسکنه ارضک طوعا وتمتعه فیها طویلا