خوش ان سری که در ان سر بود هوای حسین

خوش ان دلی که در ان دل بود ولای حسین

خوش ان تنی که به کوی حسین سپارد جان

خوش ان بدن که شود خاک کربلای حسین

خوش ان که از همه عیش جهان نظر بندد

فشانده از مژه خوناب در عزای حسین

خوش ان که دست به یکباره از دو عالم شست

نمود جان خودش را فدا برای حسین

خوش ان که تا ز عدم زد قدم به ملک وجود

ندید در همه کون و مکان سوای حسین

خوش ان که همچو نی اندر نواست در همه بند

ز ناله های غریبان بینوای حسین

خوش ان که سر عوض پا نهاده در ره دوست

که بر نهد سر خود را به خاک پای حسین

"برای تو"