گزارش رادیویی از شلمچه

اینجا کربلاست صدای ما را از کنار علقمه می شنوید هم اینک نهری

است شرمنده از نهر بودنش . رودی است که بی صدا می خروشد تا

صدای خروشش تشنه کامان کربلا را نیازارد شاید عطش را فراموش

کنند.اینجا بازوانی است به خون غلطیده که نشان پیروزی را در

سر انگشتانش می بینم.کمی ان سوتر قتلگاه است. بدنی می بینم بی سر اما

سرافراز و رگهایی که مهربانانه خاک تشنه را از خون خویش سیراب

می کنند و رودراباز هم شرمنده تر می بینم. اینجا کربلاست.صدای مارا

 از کنارفرات می شنوید.

صدای ما را از شلمچه می شنوید .به یاد ماندنی ترین کربلاهایش کربلای

چهار و پنج هستند. همانهایی که "هفتادودوتن"های بسیاری به خود

دیدند.اینجانبردنیزه و شمشیرنیست.اینجاستیز تن و تانک است.

قصه شبهای یلدای اینجا حکایت سرها و نیزه ها نیست. روایت سرها

و موشکهاست. اینجا سر حسین ها را با خنجر نمی برند. اینجا هر سری را

موشکی حواله می کنند.اینجا اسب ها بر بدن زخم زخم و صد چاک شهدا

نمی دوند.اینجا بر بدن هر شهیدی ردی از تانک ها است.

اینجا شلمچه است صدای ما را ازجوار شهدا می شنوید.